صفحه اصلي > اجتماعی و شهر > ماجرای اشتباه عجیب سارقی که سفارشی دزدی میکرد
ماجرای اشتباه عجیب سارقی که سفارشی دزدی میکرددیروز, 21:25. نويسنده: HodHod |
|
مهیار سارق ۴۷سالهای است که به گفته خودش در کشورهای آسیایی کفزنی حرفهای انجام میداده و در ایران سفارشی از خانههای شمال تهران سرقت میکرده است. به گزارش سایت جنایی، این متهم که خود را «شعبدهباز» مینامد، از شگردهایش در خارج کشور و اشتباه عجیبی که از آخرین جرائمش مرتکب شد میگوید. *به چه اتهامی بازداشت شدی؟ سرقت از خانههای شمال شهر. *چه شد که دستگیر شدی؟ اگر آن اشتباه مسخره نبود، هرگز طعم دستبند را نمیچشیدم. *کدام اشتباه؟ جا گذاشتن قبض عینک، در حالی که حرفهایتر از این حرفها هستم که اینقدر راحت دستگیر شوم. *چرا؟ مرا «شعبدهباز» صدا میزنند. چون سالها در کشورهای آسیایی مثل هند، مالزی، ترکیه و تایلند کفزنی کردم و هیچوقت گیر نیفتادم. در یک چشم به هم زدن کفزنی میکنم، بدون اینکه طرف بفهمد چه بلایی سر پولش آمده است. *شگردت در کشورهای خارجی چه بود؟ در هر کشور روشم متفاوت بود. *توضیح بده. در بعضی جاها سوژه را پیدا میکردم و بعد به بهانه دیدن تصویر اسکناسهای کشورشان از نزدیک، پول را از دستش میگرفتم و در کسری از ثانیه چند برگ دلار یا یورو برمیداشتم و بقیه پول را برمیگرداندم. در کشورهای دیگر با زبان محلی خودشان جلو میرفتم؛ مثلاً در هند یک توریست خارجی را شناسایی میکردم و خیلی روان با او هندی حرف میزدم. ادعا میکردم پلیسم و به او مشکوک شدهام! کیفش را میگرفتم و به اسم بازرسی، ارزهایش را کف میرفتم. شاید باور نکنید، اما حتی به صرافیهای بزرگ میرفتم و جلوی چشم صرافهای باتجربه کفزنی میکردم، بدون اینکه خطا کنم. *چطور به چند زبان مسلط شدی؟ این مهارت به آیکیوی بالای من برمیگردد. بسیار باهوشم و این یکی از ویژگیهای طایفه ماست؛ باهوش بودن ارثیه خانوادگی ماست. آدم گاهی ویژگیهای خوب را هم به ارث میبرد! از بچگی مدام مطالعه میکردم و زبان آموختم. *چه زبانهایی بلدی؟ انگلیسی، فرانسوی و عربی را روان صحبت میکنم. بعدها هندی و تایلندی را هم به اندازه نیاز کارم یاد گرفتم تا در هیچ کشوری گیر نیفتم. *خانوادهات الآن کجا هستند؟ خانوادهام همه به مالزی و هند مهاجرت کردند و همانجا ماندند. *تو چرا نرفتی؟ اصرار کردند که من هم بروم، اما من عاشق ایران بودم. *در ایران چه کردی؟ دلم میخواست در کشور خودم بمانم؛ برای همین ماندم و تصمیم گرفتم یک باند سرقت راه بیندازم. *چرا در ایران کفزنی نکردی؟ اینجا دیگر کفزنی فایدهای نداشت. دست ما و شگردهایمان برای همه رو شده و مردم هوشیار شدهاند؛ کسی بهراحتی فریب ادعاهای عجیب را نمیخورد. برای همین مسیر را عوض کردیم. یک شاهکلید سفارشی و همهکاره ساختیم که با آن قفل بیشتر درهای ضدسرقت و معمولی را در چند ثانیه باز میکردیم. میرفتیم داخل خانهها و مستقیم پول و طلا را برمیداشتیم. *چطور شد این بار به دام پلیس افتادی؟ گفتم که فقط یک حواسپرتی بچگانه! درست روز قبل از آخرین سرقت حس کردم چشمهایم ضعیف شده و تار میبیند. رفتم پیش چشمپزشک و عینک گرفتم. روز بعد موقع جمع کردن طلاها از داخل خانه، اصلاً حواسم نبود فاکتور و قبض عینکفروشی از جیب لباسم افتاده بود. باورم نمیشود؛ من که در قلب اروپا و شرق آسیا از صرافهای کهنهکار دزدی میکردم، حالا باید به خاطر یک قبض کاغذی عینک بیفتم گوشه بازداشتگاه آگاهی.
منبع: etemadonline-795640 بازگشت |